دوشنبه
Iran Vs Unıted States
هم زمانی این بازی با تظاهرات 13 آبان در ایران و ملاحظات سیاسی، از عمده دلایل ناراحتی این مربیان بود. یکی از آن ها ضمن انتقاد از تک تک اعضای تیم و سرمربی خارجی، جملات جالبی به زبان آورد: «همه چیز تمام شد، آبرویمان رفت. رویمان را کم کردند!»
انتظار
نقل است که در زمان حمله مغولان به ایران در شهر نیشابور سرباز مغولی مردم را به صف کرده بود و یکی یکی گردن انان را در مقابل چشم بقیه می زد و مردم هم همگی در صف منتظر نوبت خویش بودند ولی هیچکس هم جرات نمی کرد اقدامی بکند. همه منتظر بودند تا شاید در اخرین لحظه فرجی بشود و نوبت به او نرسد. سرباز مغول انقدر گردن زد تا دستش خسته شد
یکشنبه
بارون
: این آهنگ آدم رو می بره به سال 76
من بهارم تو زمین من زمینم تو درخت
خواننده: خشایار اعتمادی
شاعر: احمد شاملو
من بهارم تو زمین من زمینم تو درخت
من درختم تو بهار من درختم تو بهار
ناز انگشتای بارون تو باغم میکنه
میون جنگلا طاقم میکنه
تو بزرگی مث شب اگه مهتاب باشه یا نه
تو بزرگی مث شب
خود مهتابی تو اصلا خود مهتاب
مث شب گود و بزرگی مث شب
اگه روزم که بیاد
تو تمیزی مث شبنم مث صبح
تو مثل مخمل ابری مثل بوی علفی
مثل اون ململ مه نازکی اون ململ مه
که رو عطر علفا هاج و واج مونده مردد
میون موندن و رفتن میون مرگ و حیات
مثل برفایی تو
اگه آبم که بشن برفا و عریون بشه کوه
تو همون قله مغرور و بلندی
که به ابرای سیاهی و به بادای بدی میخندی
مهر ماه 1341
شنبه
اولین سرود ملی(همراه با شعر) ایران
به نقل از سایت پرند:
داستانی که در زیر نقل می گردد مربوط به دانشجویان ایرانی است که در دوران سلطنت « احمد شاه قاجار » برای تحصیلات به آلمان رفته بودند و آقای « دکتر جلال گنجی » فرزند مرحوم « سالار معتمد گنجی نیشابوری » برای نگارنده نقل کرد :
(( ما هشت دانشجوی ایرانی بودیم در آلمان که در عهد احمد شاه تحصیل می کردیم . روزی رئیس دانشگاه به ما اعلام نمود که همه دانشجویان خارجی باید از مقابل امپراطور آلمان رژه بروند و سرود ملی کشور خودشان را بخوانند . ما بهانه آوردیم که عده مان کم است . گفت : اهمیت ندارد ، از برخی از کشور ها فقط یک دانشجو در اینجا تحصیل می کند و همان یک نفر پرچم کشور خود را حمل خواهد کردو سرود ملی خود را خواهد خواند . چاره ای نداشتیم . همه ایرانی ها دور هم جمع شدیم و گفتیم ما که سرود ملی نداریم، و پس چه باید کرد؟ وقت هم نیست که از نیشابور و پدرمان بپرسیم به راستی غزا گرفته بودیم که مشکلمان را چگونه حل کنیم . یکی از دوستان گفت اینها که فارسی نمی دانند . چه طور است شعر و آهنگی را سر هم بکنیم و بخوانیم و بگوییم همین سرود ملی ماست. کسی نیست که سرود ملی ما را بداند و اعتراض کند. اشعار مختلفی را که از سعدی و حافظ می دانستیم با هم تبادل کردیم . اما این شعر ها آهنگین نبود و نمی شد به صورت سرود خواند. بالاخره من ( دکتر گنجی ) گفتم بچه ها عمو سبزی فروش را بلدید؟ گفتند بله . گفتم هم آهنگین است هم ساده و کوتاه . بچه ها گفتند آخه عمو سبزی فروش که سرود نمی شود . گفتم بچه ها گوش کنید و خودم با صدای بلند و خیلی جدی شروع به خواندن کردم: « عمو سبزی فروش . . . بله. سبزی کم فروش . . . بله . سبزی خوب داری ؟ . . . بله » فریاد شادی از بچه ها برخاست و شروع به تمرین نمودیم . بیشتر تکیه شعر روی کلمه « بله » بود که همه با صدای بم و زیر می خواندیم . همه شعر را می دانستیم. با توافق همدیگر سرود ملی به این صورت تدوین شد:
عمو سبزی فروش ! . . . بله .
سبزی کم فروش ! . . . بله .
سبزی خوب داری؟ . . . بله .
خیلی خوب داری؟ . . . بله .
عمو سبزی فروش ! . . . بله .
سیب کالک داری ؟ . . . بله .
زالزالک داری ؟ . . . بله .
سبزیت باریکه ؟ . . . بله .
شبهات تاریکه ؟ . . . بله .
عمو سبزی فروش ! . . . بله .
این را چند بار تمرین کردیم . روز رژه ، با یونیفرم یک شکل و یک رنگ از مقابل امپراطور آلمان ، « عمو سبزی فروش » خوانان رژه رفتیم . پشت سر ما دانشجویان ایرلندی در حرکت بودند از « بله » گفتن ما به هیجان آمدند و « بله » را با ما همصدا شدند به طوری که صدای « بله » در استادیوم طنین انداز شد و امپراطور هم به ما ابراز تفقد فرمودند و داستان به خیر گذشت. ]
داستانی که در زیر نقل می گردد مربوط به دانشجویان ایرانی است که در دوران سلطنت « احمد شاه قاجار » برای تحصیلات به آلمان رفته بودند و آقای « دکتر جلال گنجی » فرزند مرحوم « سالار معتمد گنجی نیشابوری » برای نگارنده نقل کرد :
(( ما هشت دانشجوی ایرانی بودیم در آلمان که در عهد احمد شاه تحصیل می کردیم . روزی رئیس دانشگاه به ما اعلام نمود که همه دانشجویان خارجی باید از مقابل امپراطور آلمان رژه بروند و سرود ملی کشور خودشان را بخوانند . ما بهانه آوردیم که عده مان کم است . گفت : اهمیت ندارد ، از برخی از کشور ها فقط یک دانشجو در اینجا تحصیل می کند و همان یک نفر پرچم کشور خود را حمل خواهد کردو سرود ملی خود را خواهد خواند . چاره ای نداشتیم . همه ایرانی ها دور هم جمع شدیم و گفتیم ما که سرود ملی نداریم، و پس چه باید کرد؟ وقت هم نیست که از نیشابور و پدرمان بپرسیم به راستی غزا گرفته بودیم که مشکلمان را چگونه حل کنیم . یکی از دوستان گفت اینها که فارسی نمی دانند . چه طور است شعر و آهنگی را سر هم بکنیم و بخوانیم و بگوییم همین سرود ملی ماست. کسی نیست که سرود ملی ما را بداند و اعتراض کند. اشعار مختلفی را که از سعدی و حافظ می دانستیم با هم تبادل کردیم . اما این شعر ها آهنگین نبود و نمی شد به صورت سرود خواند. بالاخره من ( دکتر گنجی ) گفتم بچه ها عمو سبزی فروش را بلدید؟ گفتند بله . گفتم هم آهنگین است هم ساده و کوتاه . بچه ها گفتند آخه عمو سبزی فروش که سرود نمی شود . گفتم بچه ها گوش کنید و خودم با صدای بلند و خیلی جدی شروع به خواندن کردم: « عمو سبزی فروش . . . بله. سبزی کم فروش . . . بله . سبزی خوب داری ؟ . . . بله » فریاد شادی از بچه ها برخاست و شروع به تمرین نمودیم . بیشتر تکیه شعر روی کلمه « بله » بود که همه با صدای بم و زیر می خواندیم . همه شعر را می دانستیم. با توافق همدیگر سرود ملی به این صورت تدوین شد:
عمو سبزی فروش ! . . . بله .
سبزی کم فروش ! . . . بله .
سبزی خوب داری؟ . . . بله .
خیلی خوب داری؟ . . . بله .
عمو سبزی فروش ! . . . بله .
سیب کالک داری ؟ . . . بله .
زالزالک داری ؟ . . . بله .
سبزیت باریکه ؟ . . . بله .
شبهات تاریکه ؟ . . . بله .
عمو سبزی فروش ! . . . بله .
این را چند بار تمرین کردیم . روز رژه ، با یونیفرم یک شکل و یک رنگ از مقابل امپراطور آلمان ، « عمو سبزی فروش » خوانان رژه رفتیم . پشت سر ما دانشجویان ایرلندی در حرکت بودند از « بله » گفتن ما به هیجان آمدند و « بله » را با ما همصدا شدند به طوری که صدای « بله » در استادیوم طنین انداز شد و امپراطور هم به ما ابراز تفقد فرمودند و داستان به خیر گذشت. ]
جمعه
yet another brick in the wall

This brick pattern is located on the west wall of the Computer Science building, and dates back to 1989, when the building was constructed.
The pattern is read top to bottom and consists of five 7-bit ASCII values. The vertical lines to the left and right are "framing" bits.
x 1 0 1 0 0 0 0 xThis pattern asks the open theoretical computer science question "P=NP?"
x 0 1 1 1 1 0 1 x
x 1 0 0 1 1 1 0 x
x 1 0 1 0 0 0 0 x
x 0 1 1 1 1 1 1 x
اشتراک در:
پستها (Atom)










