شنبه

پارسی شدیم!!!!!!

این تست بلاگر فارسیه!!!(: بالاخره بلاگر زبانهای فارسی عربی و عبری رو پشتیبانی می کنه.تولدت مبارک نبرد من پارسیD:

جمعه

The people are the heroes


چند روز پیش در حین وبگردی(بخوانین علافی) به طور اتفاقی به وبلاگی برخوردم متعلق به پسری دوازده ساله غلامرضای تختی نام فرزند بابک تختی فرزند غلامرضای تختی. اینطور به نظر می رسید که خونواده اونام خارج نشین(اگه دلتون خواست بخونین غربت نشین برای من غربت یعنی جدایی حال از گذشته و درنتیجه غربت نشینی خیلی ریشه دار تر از خارج نشینیه (الان معنی غربت نشینی رو درک نمیکنم))شده و در نتیجه همانند ما این پسرم وبلاگ نویس. واقعا به نسبت سنش نثر روون و قابل تحسینی داشت در یه جا صحبت از این کرده بود که تو ایران کاراش سه برابر شد چرا که اولا نگن این بچه چیزی سرش نمیشه و دوما نگن نوه تختی چیزی سرش نمیشه. و بعد اینکه اینجا که اومده باعث میشه رو اسم خودش وایسه. تو بخش نظرات تعداد خیلی زیادی نظرات آدمای رهگذر بود که به این بچه میگفتن برو پشت سرتم نگاه نکن و سعی کن زندگیت رو بسازی و این حرفایی که من اصلا نمی دونم چه جای گفتن به یه بچه دوازده سالست(فک کردن با تختی پدربزرگ طرفن لابد) و البته یه کامنت خیلی قشنگ از مادر این پسر . تو بستن زندگی میکنن و در نتیجه در نزدیکیای ما . ولی یه کامنت اون وسط بود با تیتر یک انسان معمولی و محتوای "در عوض هيچ کس با من هيچ کاري نداره! چون آدم مهمي نيستم! نوه‌ي آدمه مهمي هم نيستم!" فقط میخوام این آهنگ رو تقدیم کنم به آدمایی که آدمای مهمی نیستن نوه آدمای مهمیم نیستن . این یکی از آهنگای تم دوره مادرن سیو 4 هست و من دوستش دارم

پنجشنبه

It can even be a post!

اصلا جنگ و سیاست همینه

یه عده پیرمرد میشینن خونه حرف میزنن
یه سری جوون از بین میرن

درخت


تقدیم به تمام اونایی که بهش فکر می کنن

اون درخت سربلند پرغرور كه سرش داره به خورشيد ميرسه منم منم
اون درخت تن سپرده به تبر كه واسه پرنده ها دلواپسه منم منم
من صداي سبز خاك سربي ام
صدايي كه خنجرش رو بخداست
صدايي كه تو ي بهت شب دشت
نعره اي نيست ولي اوج يك صداست
من به فكر خستگي هاي پر پرنده هام
تو بزن، تبر بزن
من به فكر غربت مسافرام
آخرين ضربه رو محكمتر بزن

لینک


ضمنا یکی از رفقا امروز آزاد شد. بچه خوبی بود و زیادم اهل سیاسی بازی نیست یه چیزی شبیه اون عکسه شده بوده گرفتنش. به هر حال من خوشحالم از این بابت ولی دیگه به نظرم ارزشش رو نداره.این بچه هایی که ستاره دار میشن و زندگیشون(لا اقل اعصابشون) تباه میشه یه جورایی ناخواسته آلت دست یه سری آدم میشن که اون آدما خودشون کمترین قدرتی در حاکمیت کشور ندارن . .

چهارشنبه

خسته تر از خسته ام

ساعت:سه و نوزده دقیقه بامداد! خیلی خستم! امروز باز یک امتحان تیک هم بود و تمام روز مشغولم کرد! همون ام ال! یه قسمت امتحان این بود که باید برای یه زبون اسمبلی با ام ال اسمبلر می نوشتیم و بعد یه کد رو توش ران می کردیم! به نسبت خودش خوب بود خوشم اومد بقیه امتحانم دو تا سوال مفهومی بود با بقیش اثبات امنیت تایپ همین زبون اسمبلی تایپ دار. واقعا خستم الان ولی دیگه ساعت که به اینجا برسه حکایت من می شه حکایت اون طفلی که دو سه شبه چشماش به دره.میرم به آهنگ پست قبلی گوش می دم ولی واقعا الان خستگی رو تو تنم حس می کنم

ساعت:چهار و هفت دقیقست! دیگه عمرا بتونم امشب رو بخوابم و عمرا بتونم فردا رو بیدار بمونم! چه حس جالبیه مغز آدم که تعطیل میشه! دیگه به هیچ چی بند نیست! تقریبا یه ریز دارم هتل کالیفرنیا گوش می دم اما حتی برای اینکه بفمم دارم چی کار می کنم(دارم هتل کالیفرنیا گوش می دم) حدودا باید چل ثانیه فکر کنم دیگه چه برسه به بقیش.

some dance to remember, some dance to forget

سه‌شنبه

همراه شو عزیز

در پستهای قدیمی مطلبی راجع به گروه عارف و نیز شیدا گذاشته بودم امروز به یه آهنگ دیگش بر خوردم: همراه شو عزیز!!!! واقعا به این یا به رهنورد یا به ایران ای سرای امید که نگاه می کنم آهنگای قشنگین به آدم قشنگ انرژی می دن.نوشته بود این آهنگ به عنوان آهنگ تبلیغاتی اصلاح طلبا انتخاب شده برا مجلس هشتم و مشکاتیان گفته شاعرش خودش بوده.راستش این رو من با صدای شجریان تا حالا نشنیده بودم. با صدای محسن نامجو چرا. البته قکر نمیکنم اون (شاید به جز همون تیکه تلفیقش که البته اون برا خودش نکته ایه) چیزی داشته باشه لینکش اینه.
اینم لینک اون ورژن دومیه


همراه شو عزیز/همراه شو عزیز
تنها نمان به در/کین درد مشترک
هرگز جدا جدا/درمان نمی شود
دشوار زندگی/هرگز برای ما
دشوار زندگی/هرگز برای ما
بی رزم مشترک/آسان نمی شود
تنها نمان به در/همراه شو عزیز
همرا شو/همراه شو
همراه شو عزیز
همراه شو عزیز
تنها نمان به در/کین درد مشترک
هرگز جدا جدا/درمان نمی شود

یکشنبه

(some) civ IV leaders















چند خبر

:-s دمای هوای تهران در شنبه و یک شنبه شب به 15- و در دوشنبه شب به 17 درجه زیر صفر خواهد رسید.
ساکنان بغداد صبح جمعه 11 ژانویه (21 دی) برای اولین بار برف را دیدند. محمد ابوالحسین یک بازنشسته 63 ساله در منطقه جدید بغداد گفت: "من برای اولین بار است که بارش برف را در بغداد می‌بینم. هنگامی که جوان بودم، از پدرم شنیده بودم که در اوائل دهه 40 میلادی در حومه‌های شمالی بغداد برف باریده بود. اما بارش برف در چنین صحنه باشکوهی فراتر ار تخیل من است

تو خونه پدر بزرگم اینا یه نوار رشتی خیلی قدیمی بود که من وقتی می رفتم اونجا بعضی وقتا گوشش می کردم. سال سوم دبیرستان روز تولد دوستم مازیار کلانتر زاده که دو رگه رشت و آمله یه نسخه از اون رو براش زدم. یادمه می گفت اسم خوانندش عاشورپور نامیه. آهنگای رشتی باحالی داشت که یکیشو اتفاقا خود مازیار سر کلاس آقای فتاحی با همراهی من(وقتی داشت آقای فتاحی فیلم می گرفت از بچه ها) اجرا کرد. بعدها اون نواری که ما داشتیم طی یه حادثه تو ماشین ذوب شد و درنتیجه اگه نسخه مازیاریش باقی مونده باشه تنها نسخه ایه که من بهش دسترسی دارم. بدیهی بود که این نوار خیلی قدیمیه ولی امروز تو اخبار دیدم نوشته مهندس عاشورپور در نود سالگی مرد!!! رفتم وارد جزییات شدم دیدم آره نوشته خواننده پیشکسوت گیلانی و اینا!!!! به هر حال من الان به اون نوار دسترسی ندارم ولی خوب تو یه سرچ سریع تونستم یه آهنگ باحالش رو پیدا کنم. باحاله.اسمش دریا طوفان داره(یه همچین چیزی) و اینم لینکشه

الان بقیه آهنگاشم پیدا کردم. دیگه خراب شدن نواره مساله ای نیست. اینم قشنگه


I'm so sorry

من هنوزم واقعا متاسفم. ولی راستی یه کامنت خیلی خوب شد که گذاشته شد تا من یه توضیح مختصر بدم که من قصد هیچ نتیجه گیری اکسپلیسیتی از هیچ کدوم از پستا ندارم . نتیجه گیری ایمپلیسیت خیلی تو پستام هست(برا خودم) و تمام دوستانم که در این روزها به اینجا سر می زنن لطف می کنن.ولی خوب لطفا واقعا نمیشه از حرفام نتیجه گیری صریح کرد(چون بعضی وقتا واقعا احساسیه(مثل همین الان به خاطر ام ال) خیلی وقتام ناقصه. یه چیز دیگه ام اینکه اینجا تو زبان بهمون می گفتن که برای اینکه دیسکاشنا پیش بره گاهی وقتا اکت از ا دویل بکنین یعنی با وجودیکه به چیزی اعتقاد ندارین سعی کنین دلایل کسی رو که بهش اعتقاد داره رو پیش بکشین تا ببینین طرف مقابل چقدر می تونه از خودش دفاع کنه! من از بچگی این کار رو خیلی دوست داشتم و هنوزم دارم.یعنی خیلی وقتا حرفایی که می زنم دقیقا همین اکته هست. البته یادمم می یاد حتی بعضی وقتا با چند تا از دوستام سر این مساله دعوامم شده. یعنی اون نظرش رو گفته من اومدم بر ضد نظرش(با اینکه خودم فکر کنم موافق یا مخالف نبودم) رو گفتم اون اصرار کرده منم همینطور و کار حتی به مشاجره کشیده(البته بعدش درست شده هر 3 باری که الان یادمه) این به چیزم کمک می کنه به سفسته.


به هر حال از اونجا که اون مرحوم بیچاره به خوابم اومد!!!!!! و گفت راضی نیست عکسش رو به تماشای خاص و عام برای اهداف شخصی خودم به نمایش بگذارم منم بی خیال شدم. ولی هنوز در کامنت در باب این پست بازه. راستی یه شعری بود بر میکده باز است حقیقت نه مجاز است رادیو می ذاشت کسی ایده داره چی بود؟

کلاسای دانشگاه ما(دقیقا) همزمان با شریف شروع شد و امتحانامونم تقریبا همزمان با شریف شده(
گرچه اکثر دوستان اینجا در اواسط ترم دوم هستن ما هنوز لنگ در هواییم صبحانمان شدست سیگار و چایی)(آیسی تی و اربیت حالا)در نتیجه این چند روزه اگه بخوام پست بذارم همش فحش به دویست و شش و فقر و حشیش می شه. در نتیجه سعی میکنم پستهارو به آهنگای مناسب حال(و سعی می کنم نامجو و فرهاد نباشه تا تکراری نشه) محدود کنم







توضیح: امروز به طور اتفاقی به یه صفحه راجع به بغداد رسیدم که خوب چند دقیقه خیلی اعصابم رو برد زیر فشار.عکساشو گذاشتم تو وبلاگ بعد خود اون بیچارهه اومد به خوابم و ادعای کپی رایت کرد .حالا یکی از رفقا گفت که لینکش رو بذارم و اگه کسی خواست بره ببینه! من خودم پیشنهاد نمیکنم چون ممکنه تا یه مدتی روز آدم رو خراب کنه ولی شما خوانندگان خودتان مختار!!! هستید

شنبه

مزخرف ترین زبون دنیا

واقعا هر چی بتونم تو اینجا به این ام ال فحش می دم. الان یه ساعته منو علاف کرده آخرش فهمیدم که باز این یه جاش رایت اسوشیتیو است و یه پرانتز نذاشتم. ام ال برادرتو ... و سایرین نیز